سيد محمد باقر شفتي

151

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

پس آن مهجور است نزد قاطبهء اهل لسان ، پس اجتناب از آن لازم ، و با عدم اجتناب نماز محكوم به بطلان خواهد بود . و اما وصل به سكون ظاهر اين است به عنوان اطلاق اجتناب از آن لازم نبوده باشد بلكه در آن تفصيل است . توضيح حال در بيان مرام مستدعى اين است كه گفته شود : در اين مقام چهار احتمال است : وقوف به سكون ، و وقف به حركت ، و همچنين وصل به سكون و وصل به حركت . اما قسم اول پس آن أحسن أقسام است و محل تشكيك نيست دوم حكم آن مذكور شد . و قسم رابع نيز محل تأمل نيست ، مگر در صورتى كه موصول اليها مفتتح به همزهء وصل بوده باشد و اسقاط آن همزه ننمايد ، مثل رب العالمين الرحمن الرحيم با اظهار فتحهء نون ، و اثبات همزهء الرحمن الرحيم ، در اين صورت حكم به صحت مشكل ، بلكه بطلان أقرب به صواب است . و اما قسم سوم كه عبارت از وصل به سكون بوده باشد ، پس اين منقسم به چند قسم مىشود : اول - آن است كه فصل متخلل شود ما بين فراغ از كلمهء سابقه و شروع به كلمهء لاحقه و لكن قطع نفس ننمايد ، اين صورت ظاهر اينستكه صحيح و بىعيب بوده باشد ، بلكه ممكن است كه بگوئيم اين وقف به سكون بوده باشد نه وصل به سكون ، نظر به عدم اعتبار قطع نفس در حقيقت وقف ، پس چنان كه وقف صادق است در صورت قطع نفس بعد از فراغ از كلمه و قبل از شروع به كلمهء ديگر ، اگر چه فصل بينى متخلل نشود ، و همچنين صادق است در صورت تخلل فصل اگر چه قطع نفس نشده باشد . دوم : آن است كه فصلى متخلل نشود فيما بين كلمهء سابقه و شروع به كلمهء لاحقه ، لكن كلمهء لاحقه مفتتح به همزهء وصل نبوده باشد ، مثل الرحمن الرحيم مالك يوم الدين ، اظهار حركت ميم الرحيم ننمايد و شروع نمايد يا به بعد يا به